کلمه «عمهاء» به معنای زمینی است که هیچ نشانه، علامت یا علم راهنما در آن وجود ندارد. در منابع لغوی مانند منتهیالارب و اقرب الموارد، عمهاء به ارض عمهاء نیز اشاره شده که مفهوم آن همان زمین بینشانه است. این واژه به صورت استعاری نیز به کار میرود و نشاندهنده مکانی گمراهکننده یا بیراهنما است که فرد در آن راه درست را تشخیص نمیدهد. به زبان ساده، این واژه یعنی زمینی که هیچ علامت یا نشانهای برای هدایت ندارد و مسیر درست در آن معلوم نیست. این مفهوم در متون فلسفی و عرفانی نیز برای توصیف حالت ناآگاهی یا سردرگمی انسان به کار رفته است. عمهاء میتواند در کاربرد ادبی، نماد محیط خالی از هدایت یا دانش باشد. واژه جمع آن ذکر نشده، اما در اصل برای بیان بیراهه و زمین بینشانه استفاده میشود.
عمهاء
لغت نامه دهخدا
عمهاء. [ ع َ ] ( ع ص ) أرض عَمْهاء؛ زمین که در وی نشان و علم نباشد. ( منتهی الارب ). زمینی که نشانه ها و علاماتی که راه نجات را بنمایاند، در آن نباشد. ( از اقرب الموارد ).