علی الاجماع

مترادف‌ها

اتفاق نظر، یک‌صدا

لغت نامه دهخدا

علی الاجماع. [ ع َ لَل ْ اِ ] ( ع ق مرکب ) مجموعاً. بطور کلی. بنابر اجماع. بتبعیت از جماعت. به پیروی جمع. باجماع. و رجوع به اجماع شود. || بالاتفاق. یک کلمه. یک سخن.

فرهنگ فارسی

۱ - باتفاق یک سخن: علی الاجماع لایحه را تصویب کردند. ۲ - به تبعیت از جماعت. ۳ - مجموعا کلا.
مجموعا بطور کلی بنا بر اجماع بتبعیت از جماعت به پیروی جمع

جمله سازی با علی الاجماع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تمام دانشمندان و کارشناسان برجسته در این نشست بین‌المللی، علی الاجماع بر این نکته تأکید کردند که همکاری‌های بین‌المللی برای حل بحران‌های اقلیمی بسیار ضروری است.

💡 در مباحث مربوط به حقوق بین‌الملل، بسیاری از حقوقدانان علی الاجماع معتقدند که رعایت پروتکل‌های امنیتی در مرزهای مشترک برای حفظ صلح جهانی الزامی است.

💡 پس از بررسی‌های طولانی و بحث‌های بسیار گسترده در مورد این پروژه بزرگ، اعضای هیئت مدیره علی الاجماع تصمیم گرفتند که بودجه لازم را تخصیص دهند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران