پزشکی به عنوان شاخهای از علم، مبتنی بر اصول و روشهای علمی است که آن را از مباحث فلسفی متمایز میسازد. اساس علم پزشکی بر تجربه و آزمایش استوار است و از این قاعده مستثنا نیست. در حقیقت، تنها یک نوع پزشکی وجود دارد که معیار آن اتکا بر شواهد علمی معتبر است. بدین معنا که هرگونه مداخله درمانی، اعم از تجویز داروهای شیمیایی، گیاهی، روشهای سنتی، یا اقداماتی نظیر جراحی، طب سوزنی و انرژیدرمانی، زمانی قابل قبول است که تأثیر آن توسط مطالعات علمی تأیید شده باشد. این مطالعات باید دارای ویژگیهایی همچون تکرارپذیری و رعایت اصول استاندارد پژوهش باشند. بدیهی است که شواهد علمی خود دارای درجهبندی هستند و ممکن است از لحاظ قدرت و اتقان در سطوح مختلفی قرار گیرند.
وظیفهٔ خطیر پزشک در مواجهه با بیمار، بهرهگیری از دانش بهروز خود در خصوص این شواهد و آثار روشهای مختلف درمانی است. پزشک موظف است با بررسی دقیق یافتههای علمی، بهترین گزینههای درمانی را با توجه به شرایط منحصربهفرد هر بیمار شناسایی و ارائه دهد. از آنجا که ممکن است برای یک بیماری خاص، روشهای درمانی متعددی با نقاط قوت و ضعف متفاوت وجود داشته باشد، پزشک باید این موارد را بهطور شفاف برای بیمار تبیین کند. این شفافیت شامل توضیح درباره میزان موفقیتها، عوارض احتمالی و پیامدهای هر روش است تا بیمار بتواند با آگاهی کامل در مسیر درمان گام بردارد.
نکتهٔ حائز اهمیت در این فرایند، احترام به اصل استقلال و اختیار بیمار است. اگرچه پزشک بر اساس شواهد علمی و تعهد حرفهای خود، موظف به ارائهٔ بهترین توصیههاست، اما در نهایت این بیمار است که با در نظر گرفتن تمامی جوانب و با ارادهٔ آزاد خود، روش درمانی مورد نظر را برمیگزیند و پزشک حق ندارد این استقلال را از او سلب کند. بنابراین، پزشکی مبتنی بر شواهد، چه این شواهد حاصل سالها تجربهٔ بالینی باشد، چه از مطالعات دقیق آزمایشگاهی یا ارزیابیهای علمی بر روی گروههای بزرگی از بیماران به دست آمده باشد، تنها مسیر صحیح و مورد قبول در علم طب است و پزشک ملزم به آشنایی با این شواهد و بهکارگیری آنها در کنار رعایت حقوق و اختیارات بیمار میباشد.