علز

لغت نامه دهخدا

علز. [ ع َ ل َ ] ( ع مص ) بی آرام گردیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || چیره شدن سبکی بر شخص. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || چیره شدن قَلَق و تفتگی بر شخص. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || خروش کردن. فریاد برآوردن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || متمایل شدن. اشتیاق پیدا کردن. || مریض شدن. || ( اِ ) خروش و اضطراب شدیدی که بر اثر ادامه یافتن مرض یا شدت حرص و غم و اندوه به انسان دست میدهد. ( از اقرب الموارد ).
علز. [ ع َ ل ِ ] ( ع ص ) دردناک بی آرام که خواب نکند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

دردناک بی آرام که خواب نکند

لاله زار یعنی چه؟
لاله زار یعنی چه؟
دست مردی یعنی چه؟
دست مردی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز