علت اوردن
مترادفها
دلیل آوردن، توجیه کردن، استدلال کردن
متضادها
بیدلیل آوردن، بیعلت آوردن
فرهنگ معین
( علت آوردن ) ( ~. وَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - عذر خواستن. ۲ - کاهلی کردن.
فرهنگ فارسی
( علت آوردن ) ( مصدر ) ۱ - عذر خواستن. ۲ - تعلل ورزیدن.
جمله سازی با علت اوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تلاش کرد با علت آوردنِ دلایل منطقی و علمی، ذهن مخاطبان خود را برای پذیرش این نظریه جدید و بسیار پیچیده کاملاً متقاعد سازد.
💡 در طول جلسات دادگاه، وکیل مدافع سعی داشت با علت آوردنِ شرایط خاص محیطی، بیگناهی موکل خود را در برابر اتهامات وارده به اثبات برساند.
💡 پژوهشگران علمی همواره موظف هستند هنگام ارائه گزارشهای خود، با دقت بسیار زیاد به علت آوردنِ پدیدههای مشاهده شده و تحلیل دادهها بپردازند.