عشقیات
مترادفها
عشقها، داستانهای عاشقانه
متضادها
نفرت، بیگانگی
لغت نامه دهخدا
عشقیات. [ ع ِ قی یا ] ( ع اِ مرکب ) ج ِ عشقیة، مؤنث عشقی. ( از فرهنگ فارسی معین ). آنچه به عشق بستگی و انتساب و تعلق دارد: تاهر وصف که خواهند از فنون عشقیات و انواع تشوّقات تقدیم کنند. ( المعجم فی معاییر اشعار العجم ص 385 ).
جمله سازی با عشقیات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از منتقدان معتقدند که اشعار این دوره بر پایه مضامین عشقیات و احساسات عمیق انسانی بنا شدهاند که مخاطبان زیادی را جذب کرده است.
💡 در بررسی سبکهای مختلف موسیقی پاپ، مشاهده میشود که بخش بزرگی از ترانهها به موضوعات عشقیات و روایتهای رمانتیک درباره جدایی اختصاص دارند.
💡 او همیشه در نوشتههای خود تلاش میکرد میان واقعیتهای زندگی و جنبههای رویایی عشقیات، توازنی ظریف برقرار کند تا با خوانندگان ارتباط برقرار سازد.