عدائم
مترادفها
عدم، نیستی، خلاء
لغت نامه دهخدا
عدائم. [ ع َءِ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد
عدم، نیستی، خلاء
عدائم. [ ع َءِ ] ( ع اِ ) نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
نوعی از خرما در مدینه که در آخر فصل بار آرد