این کلمه از واژههای کهن عربی است که در متون لغوی دارای چندین معنا و کاربرد متفاوت است و بسته به زمینه استفاده، مفاهیم گوناگونی را بیان میکند. یکی از مشهورترین معانی آن، صفتی برای زن است و به زنی گفته میشود که دارای سرین بزرگ و برجسته باشد؛ از این رو «عجزاء» مؤنث واژه «أعجز» به شمار میآید. معنای دیگر این واژه به جغرافیا مربوط است و در برخی منابع به ریگزار یا ریگستانی بلند و گسترده اطلاق شده است؛ یعنی سرزمینی شنی که از اطراف خود مرتفعتر به نظر میرسد. «عجزاء» همچنین نام یا صفت نوعی عقاب دانسته شده است، بهویژه عقابی که دم کوتاه داشته باشد و از این ویژگی ظاهری شناخته شود. در برخی توصیفهای دقیقتر، این واژه برای عقابی به کار رفته است که در ناحیه دم خود دارای پرهای سفید باشد و همین نشانه، آن را از سایر عقابها متمایز کند. علاوه بر این، در بعضی از منابع لغوی «عجزاء» به زنی گفته شده است که کف دستی درشت، پهن و نیرومند داشته باشد و این معنا نیز به ویژگیهای جسمانی انسان مربوط میشود. تنوع این معانی نشان میدهد که واژه «عجزاء» در طول زمان در حوزههای مختلفی از جمله توصیف انسان، جانوران و عوارض طبیعی به کار رفته است. بنابراین، این کلمه واژهای چندمعناست که میتواند به زنی با سرین بزرگ، زنی با کف دست درشت، نوعی عقاب کوتاهدم یا دارای پر سفید در دم، و نیز به ریگستانی بلند و گسترده اشاره داشته باشد و معنای دقیق آن همواره از بافت و موضوع متن مشخص میشود.
عجزاء
لغت نامه دهخدا
عجزاء.[ ع َ ] ( ع ص ) زن کلان سرین. مؤنث ِ اَعْجَز. || ( اِخ ) ریگستانی است بلند. || ( ص، اِ )عقاب کوتاه دم. || عقابی که در دم او پر سفید باشد. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زنی که کف دست او درشت باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الشدید دایرة الکف. ( اقرب الموارد ).