عامق تصویر معنی عامق متضادها سطحی، کمعمق لغت نامه دهخدا عامق. [ م ِ ] ( ع ص ) بعیر عامق؛ شتر که گیاه «عمقی » خورد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). فرهنگ فارسی بعیر عامق. شتر که گیاه عمقی خورد. کلمات مرتبط مجشور صلهبی شودح منهشم متنیب عاسف حسران