لغت نامه دهخدا
طؤوی. [ طُءْ وی ی ] ( ع اِ ) طُؤْری. طورانی. گویند: ما بالدّار طؤوی؛ نیست در خانه کسی. ( منتهی الارب ). رجوع به طؤری شود.
طؤوی. [ طُءْ وی ی ] ( ع اِ ) طُؤْری. طورانی. گویند: ما بالدّار طؤوی؛ نیست در خانه کسی. ( منتهی الارب ). رجوع به طؤری شود.