لغت نامه دهخدا
طوش. [ طَ ]( ع اِمص ) سبکی عقل. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ).
طوش. [ طَ ]( ع اِمص ) سبکی عقل. ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ).
سبکی عقل
اسم: طوش (پسر) (فارسی)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، بنا به بعضی از نسخه های شاهنامه، نام یکی از چهار پسر اسفندیار، فرزند گشتاسپ پادشاه کیانی