طواعین

مترادف‌ها

خدمتکاران، پیروان، فرمانبرداران، تابعان

متضادها

نافرمانان، عصیانگران، سرکش‌ها

لغت نامه دهخدا

طواعین. [ طَ ] ( ع اِ ) ج ِ طاعون. ( منتهی الارب ). رجوع به طاعون شود.

جمله سازی با طواعین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طول تاریخ مختلف، طواعین بسیاری با انگیزه‌های متفاوت برای خدمت به مذهب یا مقاصد سیاسی خود به میدان‌های نبرد شتافته و فداکاری کرده‌اند.

💡 گروهی از طواعین با اراده‌ای پولادین، برای بهبود شرایط معیشتی ساکنان محله‌های فقیرنشین، فعالیت‌های داوطلبانه و امدادرسانی گسترده‌ای را سازماندهی کردند.

💡 سازمان‌های خیریه معمولاً برای انجام پروژه‌های بزرگ خود به حضور طواعین و نیروهای داوطلب که بدون چشم‌داشت مالی کار می‌کنند، نیاز مبرم دارند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران