طنطنانی
مترادفها
پرطنین، رسا، بلند، پرآوازه
متضادها
خاموش، ساکت، بیصدا
لغت نامه دهخدا
طنطنانی. [ طَ طَ ] ( اِ ) نوعی حلوا. یا تعبیری از چیزی شیرین و مطبوع.
- امثال:
حلوای طنطنانی تا نخوری ندانی.
پرطنین، رسا، بلند، پرآوازه
خاموش، ساکت، بیصدا
طنطنانی. [ طَ طَ ] ( اِ ) نوعی حلوا. یا تعبیری از چیزی شیرین و مطبوع.
- امثال:
حلوای طنطنانی تا نخوری ندانی.