«طمحان» در متون کهن عربی به عنوان نام یک شخص ذکر شده است و بیشتر جنبه اعلامی و تاریخی دارد تا یک واژه دارای معنای لغوی مستقل در زبان فارسی. این نام در برخی منابع ادبی مانند عیونالاخبار آمده و در قالب حکایتها و نقلهای تاریخی مورد استفاده قرار گرفته است. در روایتهای مربوط به او، طمحان به عنوان مردی معرفی میشود که به میان گروهی از مردم رفت که درگیر بیماری و مراقبت از یک فرد بیمار بودند. او با این تصور که آن فرد از دنیا رفته است، به آن جمع تسلیت گفت و به آنها دلداری داد، یعنی گمان کرد که مصیبت مرگ اتفاق افتاده است. اما آن مردم به او گفتند که بیمار هنوز زنده است و از دنیا نرفته است. طمحان با شنیدن این موضوع، از آنجا رفت و دوباره بازگشت و هر بار با اصرار و تکرار میگفت که «انشاءالله خواهد مرد». معنای کلی این روایت این است که او به اشتباه تصور میکرد مرگ فرد قطعی است و با تأکید و تکرار، آن را بیان میکرد، در حالی که هنوز مرگ رخ نداده بود. از آنجا که این واژه به عنوان اسم خاص به کار رفته، معنای لغوی عمومی مانند سایر واژگان عربی برای آن ذکر نشده است. در واقع «طمحان» بیشتر هویت یک فرد در روایتهای تاریخی و ادبی است تا یک واژه با معنای مفهومی مستقل. چنین نامهایی در متون قدیم عربی و اسلامی رایج بوده و برای شخصیتهای مختلف در حکایات و اخبار به کار میرفتهاند. کاربرد این نام در منابع، بیشتر برای بیان یک روایت اخلاقی یا تاریخی است تا توضیح معنای واژهای خاص.
طمحان
لغت نامه دهخدا
طمحان. [ طَ م َ ] ( اِخ ) نام مردی. صاحب عیون الاخبار درباره وی آرد: طمحان نزد قومی رفت که نزد آنان رنجوری بازمیگشت. طمحان آن قوم را بدین امر تسلیت گفت. گفتند وی نمرده است، طمحان بازگشت و چند بار تکرار کرد: انشأاﷲ میمیرد. ( از عیون الاخبار ج 2 ص 52 ).