طشتک
مترادفها
کاسه، ظرف، لگن
لغت نامه دهخدا
طشتک. [ طَ ت َ ] ( اِ مصغر ) آوندی که خبازان آرد در آن خمیر کنند. تشتک. تغارچه.
فرهنگ فارسی
آوندی که خبازان آرد در آن خمیر کنند.
کاسه، ظرف، لگن
طشتک. [ طَ ت َ ] ( اِ مصغر ) آوندی که خبازان آرد در آن خمیر کنند. تشتک. تغارچه.
آوندی که خبازان آرد در آن خمیر کنند.