لغت نامه دهخدا
طابخ. [ ب ِ ] ( ع ص ) تب سخت گرم. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( بحر الجواهر ). تب تُند. || طبّاخ. آشپز. دیگ پز. خوالیگر. مطبخی.
طابخ. [ ب ِ ] ( ع ص ) تب سخت گرم. ( منتهی الارب ) ( دهار ) ( بحر الجواهر ). تب تُند. || طبّاخ. آشپز. دیگ پز. خوالیگر. مطبخی.
۱. پزنده، آشپز.
۲. (اسم ) تب شدید، تب تند.
تب سخت گرم یا طباخ