صیدانی
مترادفها
شکارچی، صیاد
لغت نامه دهخدا
صیدانی. [ ص َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به صیداء که شهری است در ساحل بحرالروم. ( الانساب سمعانی ).
جمله سازی با صیدانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فعالیتهای صیدانی در سواحل جنوبی کشور، منبع اصلی درآمد بسیاری از روستاییان و ساکنان مناطق ساحلی برای تأمین معاش و زندگی است.
💡 تجهیزات صیدانی مدرن و استفاده از تکنولوژیهای جدید در ماهیگیری، توانسته است بهرهوری و میزان صید ماهیها را در سالهای اخیر افزایش دهد.
💡 مدیریت پایدار منابع دریایی و نظارت بر فعالیتهای صیدانی، برای حفظ تنوع زیستی اقیانوسها و جلوگیری از نابودی گونهها بسیار حیاتی است.