صیحه کشیدن
مترادفها
فریاد زدن، داد زدن، بانگ زدن، نعره کشیدن
متضادها
نجوا کردن، پچپچ کردن، سکوت کردن
لغت نامه دهخدا
صیحه کشیدن. [ ص َ / ص ِ ح َ / ح ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) صیحه زدن. فریاد کشیدن. بانگ کردن. رجوع به صیحه و صیحه زدن شود.
فرهنگ فارسی
صیجه زدن فریاد کشیدن