صلوخ

لغت نامه دهخدا

صلوخ. [ ص َ ]( ع ص ) داهیة صلوخ؛ بلای سخت و مهلک. ( منتهی الارب ).
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
اعتبار
اعتبار
بی عرزه
بی عرزه
گوت
گوت
فال امروز
فال امروز