صلایه کردن
مترادفها
ذوب کردن، آب کردن
متضادها
نرم کردن، شل کردن
لغت نامه دهخدا
صلایه کردن. [ ص َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بمالیدن در هاون و جز آن. رجوع به صلایة شود.
فرهنگ فارسی
دارو یا چیزی دیگر را روی صلایه ساییدن
ذوب کردن، آب کردن
نرم کردن، شل کردن
صلایه کردن. [ ص َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بمالیدن در هاون و جز آن. رجوع به صلایة شود.
دارو یا چیزی دیگر را روی صلایه ساییدن