صبغی

مترادف‌ها

رنگی، رنگ‌آمیزی شده

لغت نامه دهخدا

صبغی. [ ص َ غی ی ] ( ع ص نسبی ) رنگ فروش. ( مهذب الاسماء ).
صبغی. [ ص َ ] ( اِخ ) احمدبن اسحاق بن ایوب بن یزیدبن عبدالرحمن. رجوع به احمدبن اسحاق بن ایوب... شود.

فرهنگ فارسی

احمد بن اسحاق بن ایوب بن یزید بن عبدالرحمن

جمله سازی با صبغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کهن، از واژه صبغی برای توصیف رنگ‌ها و رنگ‌دانه‌هایی استفاده می‌شد که بر روی پارچه‌های ابریشمی و حریر نقش می‌بستند.

💡 مفاهیم صبغی در متون مذهبی اغلب به معنای رنگ و ماهیت الهی است که بر روح و روان انسان‌های مؤمن و پارسا اثر می‌گذارد.

💡 هنرمندان سنتی با استفاده از مواد صبغی طبیعی، توانسته‌اند آثار هنری خود را برای قرن‌ها بدون تغییر رنگ و با شکوه حفظ کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران