شییاریدن
مترادفها
شیار کردن، شکافتن، خراشیدن
لغت نامه دهخدا
شییاریدن. [ دَ ] ( مص ) شیاریدن. شیار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیاریدن و شیار کردن شود.
شیار کردن، شکافتن، خراشیدن
شییاریدن. [ دَ ] ( مص ) شیاریدن. شیار کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیاریدن و شیار کردن شود.