لغت نامه دهخدا
شیرگی. [ رَ / رِ ] ( ص نسبی، اِ ) نوعی خرما در شهداد. ( یادداشت مؤلف ). || کسی که به کشیدن شیره تریاک عادت کرده. ( فرهنگ فارسی معین ). شیره ای.
شیرگی. [ رَ / رِ ] ( ص نسبی، اِ ) نوعی خرما در شهداد. ( یادداشت مؤلف ). || کسی که به کشیدن شیره تریاک عادت کرده. ( فرهنگ فارسی معین ). شیره ای.
معتاد به کشیدن شیرۀ تریاک.