شیباننده تصویر معنی شیباننده مترادفها چوپان، گلهبان، مرعی فرهنگ عمید ۱. لرزاننده.۲. درهم کننده. کلمات مرتبط نافی پذیرفتکار فتالنده واسطه گر مرهفات تاخت کردن