شیار انداختن
مترادفها
شیار کردن، خراشیدن
متضادها
صاف کردن، هموار کردن
لغت نامه دهخدا
شیار انداختن.[ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) شکاف انداختن در زمین. بریدن زمین بدرازا، و در غیر زمین نیز ممکن است بکار رود.
فرهنگ فارسی
شکاف انداختن در زمین
شیار کردن، خراشیدن
صاف کردن، هموار کردن
شیار انداختن.[ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) شکاف انداختن در زمین. بریدن زمین بدرازا، و در غیر زمین نیز ممکن است بکار رود.
شکاف انداختن در زمین