واژه «شکررنگ» در زبان فارسی به صورت یک ترکیب وصفی به کار میرود و دارای معانی مختلفی در متون ادبی و لغوی است. این واژه در برخی کاربردها به معنای «ناخوش» یا «بیزار» آمده و حالتی از نارضایتی یا دلزدگی را بیان میکند. در کاربرد دیگر، «شکررنگ» به حالت «خجل» یا «شرمگین» اشاره دارد که معمولاً با تغییر رنگ چهره همراه است. این معنا از آن جهت شکل گرفته است که در حالت شرم، گونهها به رنگ سرخ متمایل میشوند. بنابراین واژه میتواند به وضعیت احساسی انسان در لحظههای شرمساری نیز اشاره داشته باشد. در برخی کاربردهای ادبی، «شکررنگ» به عنوان صفتی برای توصیف حالت یا ظاهر ناخوشایند نیز دیده میشود. همچنین در برداشتهای دیگر، به نوعی رنگ سرخ یا متمایل به سرخی نیز اشاره شده است. این تنوع معنایی نشان میدهد که واژه در زبان فارسی دارای بار ادبی و چندلایه است. کاربرد آن بیشتر در متون کلاسیک و شعر فارسی مشاهده میشود تا زبان روزمره. در مجموع، «شکررنگ» واژهای چندمعناست که بسته به زمینه، میتواند بیانگر حالت احساسی، توصیف ظاهری یا رنگ باشد.
شکررنگ
لغت نامه دهخدا
شکررنگ. [ ش َ ک َرْ، رَ ] ( ص مرکب ) ناخوش و بیزار. ( آنندراج ) ( غیاث ):
شمایل تو مرا کشت وین همه فتنه
از آن کلاه کژ و تکمه شکررنگ است.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).خنده را از دهنش تاب جدایی نبود
این گل از غنچه شکررنگ برون می آید.غنیمت ( از آنندراج ).|| خجل. شرمگین. ( فرهنگ فارسی معین ). بمناسبت عارض شدن سرخی شرم بر رخسار.
فرهنگ معین
(ش کَ. رَ ) ۱ - (ص مر. ) ناخوش. ۲ - خجل. ۳ - (اِ. ) نوعی رنگ سرخ.
ویکی واژه
ناخوش.
خجل.
نوعی رنگ سرخ.