شلوق
لغت نامه دهخدا
شلوق. [ ش ُ ] ( ترکی، ص، اِ ) شلوغ. رجوع به شلوغ شود.
جمله سازی با شلوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان شلوق و انبوه درختان جنگلی، حیوانات کوچکی پنهان شده بودند تا از دید شکارچیانی که در حال جستجو در منطقه بودند، در امان بمانند.
💡 عبور از میان یک شلوق پر از بوتههای خاردار بسیار دشوار بود و باعث شد که مسافران در مسیر حرکت خود با سختیهای زیادی روبرو شوند.
💡 زیستگاههای طبیعی که در میان شلوقهای گیاهی قرار دارند، برای گونههای مختلف حشرات و پرندگان اهمیت بسیار زیادی در بقای آنها دارد.