شقذان

لغت نامه دهخدا

شقذان.[ ش ِ ] ( ع اِ ) حشرات الارض و هوام و جانوران ریزه زمینی. || جانوران خزنده و گزنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || گرگ. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || چوزه های شوات. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). و رجوع به شقذ شود. || چوزه های مرغ سنگخوار. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به شقذ شود. || ج ِ شَقْذ و شِقْذ و شُقَذ. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شقذ شود. || ج ِ شَقَذان. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
شقذان. [ ش َ ق َ ] ( ع ص، اِ ) کسی که خواب نکند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کسی که مردم و هر چیزی را چشم زند. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ). || مرد سخت نگاه زودتر بچشم کننده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || آفتاب پرست. ج،شِقْذان. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). روزگردک. ( دهار ). روزگردک و آن جنسی است از کرباسک. ج، شِقْذان، شَقاذین. ( مهذب الاسماء ). || گرگ. ( ازاقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به شقذ شود.