شفوق
مترادفها
مهربان، دلسوز، با شفقت
متضادها
بیرحم
لغت نامه دهخدا
شفوق. [ ش َ ] ( ع ص ) شفیق و مهربان و رحیم. ( ناظم الاطباء ). شفیق. که بر اصلاح حال کسی آزمند باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به شفیق شود.
مهربان، دلسوز، با شفقت
بیرحم
شفوق. [ ش َ ] ( ع ص ) شفیق و مهربان و رحیم. ( ناظم الاطباء ). شفیق. که بر اصلاح حال کسی آزمند باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به شفیق شود.