شریرون
متضادها
نیکان، صالحان، خیرخواهین
لغت نامه دهخدا
شریرون. [ ش ِرْ ری ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شِرّیر. ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شریر شود.
فرهنگ فارسی
جمع شریر
نیکان، صالحان، خیرخواهین
شریرون. [ ش ِرْ ری ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شِرّیر. ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به شریر شود.
جمع شریر