شاه علی فراهی یکی از مریدان شیخ رکنالدین علاءالدوله بود و پدرش حکومت فراه را بر عهده داشت. پدرش در پایان عمر خود قصد داشت از حکومت کنارهگیری کند و به عبادت و زهد بپردازد، بنابراین شاه علی را نزد اردوی پادشاه وقت فرستاد تا منشور حکومت به نام او صادر شود و پدرش معذور بماند. در مسیر سفر به نواحی سمنان، شاه علی با راهزنان روبهرو شد و همه همراهانش کشته شدند و خودش زخمی شد. پس از این حادثه، شیخ رکنالدین بالای سر او آمد و شاه علی تا بهبودی در خدمت شیخ ماند. پس از بهبود، شیخ او را میان رفتن نزد پادشاه یا بازگشت به نزد پدر مخیر ساخت، اما شاه علی تصمیم گرفت به ارادت خود در دامن شیخ ادامه دهد. او سپس نزد پدر رفت، اجازه گرفت و دوباره به خدمت شیخ بازگشت و تحت تربیت و هدایت او رشد کرد. این تجربه نشاندهنده پیوند عمیق شاه علی با شیخ رکنالدین و ارزش تربیت معنوی در زندگی او بود. شاه علی فراهی نمونهای از مرید وفادار و متعهد به استاد و راه معنوی خود به شمار میرود. او در متون تاریخی و عرفانی به عنوان شخصیتی که وفاداری و تعهد خود به استاد را بر جاه و منصب ترجیح داد، یاد شده است.
شاه علی فراهی
لغت نامه دهخدا
شاه علی فراهی. [ ع َ ی ِ ف َ ] ( اِخ ) از مریدان شیخ رکن الدین علاءالدوله بود. پدر وی حکومت فراه را بر عهده داشت و معمر گشته بود و خواست که از حکومت استعفا کند و در آخر حیات منزوی و به عبادت مشغول شود از اینرو پسر خود شاه علی را بجانب اردوی پادشاه وقت فرستاد تا منشور حکومت به نام خود بستاند و پدر وی را معذور دارند اما از قضا چون گذر وی بر نواحی سمنان بود و با راهزنان درافتاد همه همراهان وی کشته شدند و وی نیز زخمی گردید شیخ رکن الدین را خبر کردند وی بالای سر او که رمقی بیش نداشت بیامد و در خدمت شیخ رکن الدین بماند تا بهبودیافت شیخ او را برفتن نزد پادشاه یا پدر مخیر ساخت شاه علی گفت میخواهم دست از ارادات در دامن شیخ زنم. پیش پدر رفت و از وی اجازه خواست و به صحبت شیخ بازگشت و بحسن تربیت شیخ رسید. ( از نفحات الانس ص 454 ).