شامع تصویر معنی شامع لغت نامه دهخدا شامع. [ م ِ ] ( ع ص ) مرد لاغ و بازیگر و خندنده. ( از منتهی الارب ). اء شامع أنت أم جاد. ( از اقرب الموارد ). فرهنگ فارسی مرد لاغ و بازیگر و خندنده کلمات مرتبط مصطع العبان لعیب محظئب تلقاع مکعل شمق