شاقرد
مترادفها
شاگرد، کارآموز، آموزجو
متضادها
استاد
لغت نامه دهخدا
شاقرد. [ ق ِ ] ( اِخ )نام قریه بزرگی است واقع میان دقوقاء و اربل به عراق عرب و در آن دژ کوچکی باشد. ( از معجم البلدان ).
شاگرد، کارآموز، آموزجو
استاد
شاقرد. [ ق ِ ] ( اِخ )نام قریه بزرگی است واقع میان دقوقاء و اربل به عراق عرب و در آن دژ کوچکی باشد. ( از معجم البلدان ).