شاعب تصویر معنی شاعب متضادها متصل، منضم، یکپارچه لغت نامه دهخدا شاعب. [ ع ِ] ( ع اِ ) دوش. ( منتهی الارب ). کتف. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی دوش کتف کلمات مرتبط شاعبان کتفین ساغ دوش محقوقف قاشوب گزارش محتوای نامناسب