شاصی

مترادف‌ها

شاسی، بدنه

لغت نامه دهخدا

شاصی. ( ع ص ) اسم فاعل ازشُصُوّ. ( اقرب الموارد ). مرد پای دروا شده. ( منتهی الارب ). و فی المثل: «اذا ارجحن شاصیاً فارفع یداً»؛ ای اذا سقط و رفع رجلیه فاکفف عنه. ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با شاصی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مکانیک خودرو توضیح داد که برای حفظ پایداری ماشین در پیچ‌های تند، باید حتماً شاصی خودرو را به طور منظم و دقیق بررسی و تعمیر کرد.

💡 در هنگام خرید خودروهای کارکرده، بسیار مهم است که ابتدا سلامت شاصی را با دقت بررسی کنیم تا از وجود هرگونه شکستگی یا خوردگی مطمئن شویم.

💡 مهندسان طراحی جدید برای این مدل سنگین، تلاش کردند تا با استفاده از فولاد بسیار مقاوم، شاصی را بسیار مستحکم‌تر و در عین حال سبک‌تر بسازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران