شاخشت

لغت نامه دهخدا

شاخشت. [ خ ِ ] ( اِ ) توشه. زاد سفر. ( شعوری ). و رجوع به شاخست شود:
چه کردی بهر عقبی کار حاصل
که بی شاخشت رهرو نیست عاقل.میرنظمی ( از شعوری ).

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز