سپرگذاری
مترادفها
سپردن، امانت گذاشتن، واگذاری
فرهنگستان زبان و ادب
{shielding, shield} [فیزیک] کاهش دادن تابش های هسته ای در عبور از ناحیه ای به ناحیۀ دیگر با استفاده از سپر/ حفاظ متـ. حفاظ گذاری
ویکی واژه
کاهش دادن تابشهای هستهای در عبور از ناحیهای به ناحیۀ دیگر با استفاده از سپر/ حفاظ