سماحت پیشه
مترادفها
بخشنده، کریم، بزرگوار، صبور
متضادها
بخل پیشه، تنگنظری
لغت نامه دهخدا
سماحت پیشه. [ س َ ح َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جوانمرد. سخی. || نیک نهاد. || متواضع. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
جوانمرد و سخی. یا نیک نهاد
بخشنده، کریم، بزرگوار، صبور
بخل پیشه، تنگنظری
سماحت پیشه. [ س َ ح َ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جوانمرد. سخی. || نیک نهاد. || متواضع. ( ناظم الاطباء ).
جوانمرد و سخی. یا نیک نهاد