سرپوش افتادن
مترادفها
پوشیده شدن، کفرگرفتن
لغت نامه دهخدا
سرپوش افتادن. [ س َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. برملا گشتن:
چون ز خوان اوفتاد سرپوشم
خواه بگذار خواه بفروشم.نظامی.
فرهنگ فارسی
آشکار شدن بر ملا گشتن
جمله سازی با سرپوش افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با افزایش ناگهانی قیمت مواد غذایی در بازار، گویا تمام برنامههای اقتصادی و رفاهی که دولت برای حمایت از طبقه ضعیف تدوین کرده بود، سرپوش افتاده است.
💡 گاهی اوقات با بروز یک حادثه بزرگ و جنجالی در رسانهها، تمام مسائل مهمتر و حیاتیتر جامعه به سرعت پشت آن حادثه سرپوش افتاده و فراموش میشوند.
💡 وقتی رازهای قدیمی و پنهان خانواده ناگهان فاش شد، انگار تمام آرامش و آرامش خاطر سالیان طولانی بر زندگی آنها سرپوش افتاد و همه چیز تغییر کرد.