سدغ

لغت نامه دهخدا

سدغ. [ س ُ ] ( ع اِ )مابین چشم و گوش از مردم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || موی پیچه، لغتی است در صدغ. ( منتهی الارب ). زلف و بناگوش. ( بحر الجواهر ). رجوع به صدغ شود.

جمله سازی با سدغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون قدیمی، از کلمه سدغ برای توصیف حصارها و موانعی استفاده می‌کردند که از ورود دشمنان به مناطق استراتژیک و مهم جلوگیری می‌کرد.

💡 ساخت یک سدغ مستحکم در برابر مشکلات زندگی، نیازمند قدرت اراده و ایمان قوی برای عبور از چالش‌های سخت و طاقت‌فرسای مسیر است.

💡 او سعی داشت با ایجاد یک سدغ ذهنی در برابر انتقادهای منفی دیگران، تمرکز خود را بر اهداف اصلی زندگی‌اش حفظ و نگه دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران