لغت نامه دهخدا
سختیدن. [ س َ دَ / س ُ دَ ] ( مص ) سنجیدن و وزن کردن. ( ناظم الاطباء ):
سریر و سراپرده و تاج و تخت
نه چندان که آن را توانند سخت.نظامی.
سختیدن. [ س َ دَ / س ُ دَ ] ( مص ) سنجیدن و وزن کردن. ( ناظم الاطباء ):
سریر و سراپرده و تاج و تخت
نه چندان که آن را توانند سخت.نظامی.