ستم زدگی
مترادفها
ظلم، استثمار
متضادها
آزادی، رهایی، عدالت، آسایش
لغت نامه دهخدا
ستم زدگی. [ س ِ ت َ زَ دَ /دِ ] ( حامص مرکب ) ستمدیدگی. رجوع به ستم زده شود.
فرهنگ فارسی
ستمدیدگی
ظلم، استثمار
آزادی، رهایی، عدالت، آسایش
ستم زدگی. [ س ِ ت َ زَ دَ /دِ ] ( حامص مرکب ) ستمدیدگی. رجوع به ستم زده شود.
ستمدیدگی