سبق اوردن

مترادف‌ها

پیشی گرفتن، برنده شدن، غلبه کردن، جلو افتادن

متضادها

باختن، عقب ماندن، شکست خوردن

لغت نامه دهخدا

( سبق آوردن ) سبق آوردن. [ س َ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی آوردن. روی آوردن. درآمدن:
گفت پیغمبر که نفختهای حق
اندرین ایام می آرد سبق.مولوی.

فرهنگ فارسی

( سبق آوردن ) پیشی آوردن روی آوردن در آمدن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران