ساغر شیرازی
مترادفها
جام، پیاله
لغت نامه دهخدا
ساغر شیرازی. [ غ َ رِ ] ( اِخ ) شیخ محمد متخلص به ساغر. از شاعران قرن سیزدهم و معاصران و معاشران رضا قلیخان هدایت بود. پدرش شیخ مؤمن عرب خزاعه ساکن شیرازو مجتهد آن شهر بود. شیخ محمد نیز مرتبت پدر را دریافت و در مسجد جامع پیشوای مقتدیان بود و با وجود زهد و تقدس صحبتی خوش و طبعی بذله گوی داشت. او راست:
گر بَرِ بت به صدق دل عرضه کنی نیاز را
به که به زرق در حرم جلوه دهی نماز را
گرچه برای بندگی ساکن مسجدم ولی
بندگی خدای کو بنده حرص و آز را؟
ای سوی کعبه رهسپر بین به کجاست روی دل
شاد مشو که همرهی قافله حجاز را !
از گدائی در میخانه شاهی کن طلب
و اندر آن درگاه یکسان بین گدا و شاه را.
نیافتیم ز عیش جهان بجز حسرت
فروختیم به دنیا اگر چه عقبی را
ریا همین بر عشاق نیست ورنه فقیه
امام شهر نگردد اگر ریا نکند.
اگر زصحبت دردی کشان کناره کنم
به روی پیر مغان چون دگر نظاره کنم ؟
بهار میرسد آن به که توبه را شکنم
چو فصل گل گذرد توبه دوباره کنم.
رجوع به مجمع الفصحاء ج 2 ص 181 و ریاض العارفین چ 1305 هَ. ق. ص 261 و تذکره دلگشا تألیف علی اکبر بسمل شیرازی نسخه خطی کتابخانه ملی شود.
فرهنگ فارسی
شیخ محمد متخلص به ساغر از شاعران قرن سیزدهم و معاصران و معاشران رضا قلیخان هدایت بود
جمله سازی با ساغر شیرازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر در میان بیتهای عاشقانه خود، از زیبایی ساغر شیرازی و جامی که پر از شراب سرخ و گوارا بود، با زبانی بسیار لطیف و شاعرانه یاد کرد.
💡 در مجالس قدیمی و سنتی، نوشیدن نوشیدنیهای خوشطعم از یک ساغر شیرازی با نقوش ظریف، نشانهای از بزرگی و اصالت فرهنگ و آداب معاشرت بود.
💡 او در حالی که ساغر شیرازی را در دست گرفته بود، به افقهای دوردست خیره شد و در خیال خود به خاطرات خوش گذشته سفر کرد.