زوراور شدن
مترادفها
مقتدر شدن، قدرتمند شدن
متضادها
ضعیف شدن
لغت نامه دهخدا
( زورآور شدن ) زورآور شدن. [ وَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) فشار آوردن آب، درد و جز آن: آب زورآور شد و در سد رخنه کرد یا سد را شکست. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زور و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
( زور آور شدن ) فشار آوردن آب درد و جز آن آب زور آور شد و در سد رخنه کرد یا سد را شکست.