لغت نامه دهخدا
زهگیرزهگیر کردن. [ زِ زِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. ( آنندراج ):
کشیدی آهوئی رابر سر تیر
که شاخش را کند زهگیرزهگیر.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
زهگیرزهگیر کردن. [ زِ زِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) پاره پاره کردن. ( آنندراج ):
کشیدی آهوئی رابر سر تیر
که شاخش را کند زهگیرزهگیر.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).
پاره پاره کردن