زهنعه

لغت نامه دهخدا

( زهنعة ) زهنعة. [ زَ ن َ ع َ ] ( ع مص ) آرایش کردن دختر را و آراستن زن را. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). زهنع الجاریة؛ ای زینها و کذا زهنع المراءة؛ یعنی آراست زن را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز