زنخ نرم داشتن
مترادفها
سست شدن، نرم شدن
متضادها
تندی کردن، زباندرازی کردن
فرهنگ معین
(بودن ) ( ~. نَ. تَ ) (مص ل. ) کنایه از: موافق بودن، سازگار بود ن.
ویکی واژه
کنایه از: موافق بودن، سازگار بود ن.
سست شدن، نرم شدن
تندی کردن، زباندرازی کردن
(بودن ) ( ~. نَ. تَ ) (مص ل. ) کنایه از: موافق بودن، سازگار بود ن.
کنایه از: موافق بودن، سازگار بود ن.