زمزره

مترادف‌ها

زمزمه، پچ‌پچ، نجوا

متضادها

فریاد، بانگ، داد

لغت نامه دهخدا

( زمزرة ) زمزرة. [ زَ زَ رَ ] ( ع مص ) جنبانیدن آوند را بعد پر شدن تا نیک پر شود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران