زخمو

لغت نامه دهخدا

زخمو. [ زَ ] ( ص نسبی ) پرزخم. خسته. آنکه بر بدن خود ریشهای فراوان دارد. در تداول عامه زخمالو نیز گویند. رجوع به زخمالو شود.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز